جمال الدين محمد الخوانساري
256
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
اينست كه : تا اين كه فرا گيرد گردن أو را يعنى ناگاه گلوى أو را بگيرد ، وحاصل هر دو يكيست . 6016 طهّروا قلوبكم من الحسد فانّه مكمد مضنى « 1 » . پاك كنيد دلهاى خود را از رشك پس بدرستى كه آن مكمديست مضنى . مكمد است يعنى بيمار كنندهء دل است يا اندوهناك سخت سازنده است يا تغيير دهندهء رنگ وزايل كنندهء صفاى آنست ، و « مضنى است » يعنى بيمار كننده است بيماريى كه به شدن نداشته باشد وهر چند گمان شود بهترى آن بازنكس كند ، يا بيماريى است سنگين كننده . 6017 طهّروا قلوبكم من الحقد فانّه داء موبىء « 2 » . پاك كنيد دلهاى خود را از كينه پس بدرستى كه آن درديست وبادار . « وبا » هر بيماريى را گويند كه عامّ شود و « درد وبادار » مبالغه است در شدّت آن واين كه چنان بيمارئى است كه گويا خودش وبا دارد چون زمين وبادار ، مانند « ظلّ ظليل » يعنى سايهء سايهدار . 6018 طيبوا عن أنفسكم نفسا وامشوا إلى الموت مشيا سجحا . نيكو باشيد از نفسهاى خود بحسب نفس ، وبرويد بسوى مرگ رفتن نرم هموارى ، اين فقرهء مباركه از جملهء كلاميست كه در بعضي از روزهاى جنگ صفين بأصحاب خود فرمودهاند مشتمل بر بعضي از آداب جنگ . وممكن است كه مراد نصيحت عامّ باشد از براي هر لشكرى كه بجنگ روند باين كه اگر خواهند كه فتح وفيروزى يابند بايد كه تن دردهند بمرگ ، وبطيب نفس ودل خوش از سر جان بگذرند وسهل باشد بر ايشان رفتن آن ، وبروند بجانب مرگ رفتن نرم هموارى « 3 »
--> ( 1 ) شارح ( ره ) اين كلمه را « مضنى » ضبط كرده چنانكه ملاحظه مىشود . ( 2 ) شارح ( ره ) اين كلمه را « موبىء » ضبط كرده چنانكه ملاحظه مىشود . ( 3 ) شارح ( ره ) در حاشية گفته : « ( سجح ) بفتح سين وسكون جيم مصدرست بمعنى نرمى وهموارى ، وبضمّ هر دو بمعنى چيز نرم هموارست ، ودر اينجا هر دو ممكن است وبنا بر اوّل وصف بآن بر سبيل مبالغه است ، منه » .